مهندس قابلیت اطمینان عالی

پنج عادت مهندسان قابلیت اطمینان عالی

تفاوت زیادی بین یک مهندس قابلیت اطمینان خوب و یک مهندس عالی وجود دارد. برای تبدیل شدن به یک مهندس قابلیت اطمینان عالی، علاوه بر اینکه باید بعضی عادت های بد را ترک کنید، لازم است که برای دستیابی به مجموعه ای از عادت های خوب هم تلاش نمایید. پیتر هورسبرگ در این نوشتار عادت های بد و خوب یک مهندس قابلیت اطمینان عالی را شرح می دهد. نهادینه کردن این عادت های خوب نیاز به تمرین و ممارست دارد.

ابتدا نبایدها

این پنج عادت عملکرد خارق العاده ای در پیشگیری از بسیاری از شکست ها دارند. ولی برای درک درست عادت های خوب ابتدا باید عادت های بدی را درک کنید که مانع اجرای آنها هستند:

  1. آگاهی نداشتن – بسیاری از مشکلاتی که تجربه می کنید مسایلی هستند که حتی متوجه وجود آنها هم نمی شوید. این مشکلات یا به اندازه ای پنهان و نامحسوس هستند که متوجه نمی شوید چه مقدار زمان و منابع سازمان یا کارخانه شما را هدر می دهند، یا اینکه سرانجام در نامناسب ترین زمان ممکن نمایان می شوند. مهندسان قابلیت اطمینان خوب مشکلات را به محض ظاهر شدن حل می کنند، ولی مهندسان قابلیت اطمینان عالی مشکلات را گرفتار می کنند، پیش از آنکه مشکلات آنها را گرفتار کنند.
  2. درک نکردن – شاید تشخیص یک مشکل و فهم آن شبیه به نظر برسند، ولی این دو موضوع تفاوت های بنیادی دارند. اغلب اوقات، مهندسان اقدام به رفع یک مشکل می کنند، بدون اینکه وقت کافی برای درک کامل آن و شناسایی اثربخش ترین راه حل بگذارند. دقیقا به همان صورتی که یک پانسمان ساده کار زیادی برای بهبود محل نیش زهرآلود مار انجام نمی دهد، بعضی از مهندسان هم با مسایل مهم مانند یک پنچری ساده برخورد می کنند. گاهی فکر می کنید که یک مشکل را حل کرده اید، در حالی که آن مسأله فقط از محدوده دید شما خارج شده است و ظهور مجدد آن حتی می تواند هزینه های بیشتری هم به شرکت تحمیل کند. پس درک مشکل بسیار مهم است، چرا که اغلب به یک راه حل خاص و انتخابی نیاز خواهد بود.
  3. پرسش نکردن – یک ضعف مهم مهندسان قابلیت اطمینان این است که آنها ترجیح می دهند با یک سری قوانین ثابت و تغییرناپذیر کار کنند. حتی اگر مشکل را هم درک کنند، راه حل آن را از داخل یک مجموعه راه حل های قدیمی انتخاب خواهند کرد. شاید هیچ کدام از این راه حل ها نتوانند مسأله را حل کنند، ولی کارکرد آنها قبلا حل کردن همه چیز بوده است. مهندسان قابلیت اطمینان باید روال عادی را کنار بگذارند. قوانین ثابت و غیر قابل تغییر باعث می شوند که مهندسان نتوانند کار خود را به بهترین شکل انجام دهند. این قوانین آنها را از جستجوی بیشتر برای یافتن راه حل های جایگزین، که می توانند منجر به نتایج خارق العاده شوند، بازمی دارند.
  4. استفاده نکردن از اطلاعات – کسب و کارها بر پایه داده ها ساخته می شوند. شما مشکلی را پیدا کرده اید و راه حلی برای آن یافته اید، ولی مشاهده می کنید که مدیران و همکاران تان در برابر راه حل شما مقاومت می کنند، چرا که دلیلی برای پذیرفتن راه حل تان ارائه نداده اید. چرا باید به سخن شما اعتماد کنند؟ شما واقعیت ها را به آنها ارائه نکرده اید. از داده ها استفاده نکرده اید.
  5. تغییر نکردن – ایجاد تغییر در هر کارخانه یا سازمانی نیاز به تلاش گروهی دارد. اگر تغییرات مورد نظر شما دیگران را هم تحت تأثیر قرار می دهد، محال است که به تنهایی بتوانید به تغییر دست یابید. شاید حتی همکاران شما معتقد باشند که راه حل شما کار می کند، ولی به اندازه کافی برای آن تلاش نکنند. اشتیاق باعث تقویت همکاری می شود. پس وظیفه شما است که آن اشتیاق را در محل کارتان ایجاد کنید و دیگران را متقاعد سازید که این تغییرات برای همه مفید خواهد بود.

 

مهندسان قابلیت اطمینان خوب مشکلات را به محض وقوع حل می کنند، ولی مهندسان قابلیت اطمینان عالی مشکلات را گرفتار می کنند، پیش از آنکه مشکلات آنها را گرفتار کنند.

 

۵ عادت

اکنون می توانیم روی پنج عادتی تمرکز کنیم که مهندسان قابلیت اطمینان خوب را به مهندسانی عالی تبدیل می کنند.

عادت ۱ – مسایل را شناسایی می کنند

اگر مسایل را به درستی شناسایی نکنید، مانند این است که بدون تجهیزات جهت یاب با هواپیما پرواز کنید. می توانید به اطراف نگاه کنید و مشاهدات خود را با یک نقشه مقایسه نمایید، ولی همه آن زمین های زیر پایتان خیلی شبیه به نظر می رسند و راهتان را گم خواهید کرد.

چرا پیدا کردن بعضی از مشکلات سخت است؟ گاهی ممکن است آن قدر کوچک باشند که نمایان نشوند. به عنوان مثال متوجه نشوید که افزایش اندکی در دمای کاری، که بهره وری هفتگی را فقط دو درصد کاهش می دهد، چگونه می تواند در طول یک سال روی هم انباشته شده، مشکل بزرگی ایجاد کند. نوع دیگری از مسایل ممکن است آشکار هم باشند، ولی به عنوان عیوب طبیعی ماشین به نظر برسند. به عنوان مثال، اگر یک ماشین باعث ارتعاش اندکی در خودش شود، ممکن است فکر کنید که به پایان عمر کاری (best before) خود نزدیک می شود (مانند فناوری هایی که طراحی شده اند که در زمان معینی از کار بیفتند تا مجبور شوید جایگزین جدیدی بخرید). ولی در واقع مشکل پنهانی وجود دارد که باعث ایجاد این ارتعاش می شود.

نشانه های این مشکلات پنهان چیست؟ چگونه آنها را شناسایی می کنید؟ برای شروع، بعضی از پرسش هایی که می توانید از خودتان بپرسید عبارتند از:

  • آیا در کارخانه شما شکست های برنامه ریزی نشده اتفاق می افتد؟
  • پول کجا هزینه می شود؟
  • آیا به اهداف تولیدی دست می یابید؟
  • آیا در داده های جمع آوری شده بی نظمی و بی قاعدگی وجود دارد؟
  • هزینه تولید و نگهداشت؛
  • زمان توقف تولید؛
  • نگهداشت بیش از اندازه؛
  • آیا نگهداشت زمان بندی دارد؟

پیگیری این روندها و سرنخ ها به شما کمک خواهد کرد تا به مسایل اصلی برسید.

شکست های چندگانه

عادت ۲ – مسایل را می فهمند

یک خلبان مقصد پرواز را می داند، ولی ممکن است که مسیر رسیدن به آن مقصد را نداند. پرواز در یک مسیر، بدون جهت یاب یا نقشه، حتی اگر به مسیر حرکت مطمئن باشید، در اغلب موارد نتیجه ای جز گم شدن نخواهد داشت. مشابه هواپیمایی که باید به مقصد برسد، یک مهندس قابلیت اطمینان هم به یک مسیر قابل اعتماد نیاز دارد. درک درست مسایل نقش همان مسیر در رسیدن به مقصد را دارد.

 

این یک پرتقال زرد است یا یک لیمو؟ تنها راه فهمیدن، برش زدن آن است …

 

ولی درک بعضی از مشکلات سخت است و حتی امکان دارد گاهی در فهم آنها دچار تفسیر غلط شویم. این یک پرتقال زرد است یا یک لیمو؟ تنها راه فهمیدن، برش زدن آن است. گاهی نکات ظریف ناآشنایی در اطراف یک مشکل وجود دارد که نمی توان آنها را به سادگی دسته بندی نمود. برخورد با هر مشکل به صورت مجزا چیزی است که بسیاری به آن عادت ندارند.

مهم ترین قسمت فهم کامل یک مسأله، یافتن علت ریشه ای آن است. یک روش تحلیل علت ریشه ای (RCA) پرسیدن “۵ چرا” است. این روش به سادگی با پنج بار پرسیدن “چرا؟” انجام می شود. به عنوان مثال:

  • چرا ماشین خراب شد؟ دچار ارتعاش داخلی شده بود.
  • چرا ارتعاش آن زیاد شد؟ به خوبی روانکاری نشده بود.
  • چرا به خوبی روانکاری نشده بود؟ روغن آلوده بود.
  • چرا روغن آلوده بود؟ آب داخل آن بود.
  • چرا آب داخل آن بود؟ زیرا بشکه های انبارش روغن در فضای آزاد قرار داشت.

راه حل در این مثال، قرار دادن بشکه ها در فضای سرپوشیده است.

هدف از موشکافی یک مشکل یافتن عواملی است که باعث آغاز زنجیره رویدادهای پشت سر هم می شوند. اگر عامل پیدایش مشکل را نیابید، دوباره و دوباره و دوباره اتفاق خواهد افتاد. نویسنده RCA، دین گانو (Dean L. Gano)، این پدیده را به صورت “پیوستگی علل و اثرات” توصیف می کند. یعنی هر مشکلی یک عامل شروع کننده دارد. سپس خود این عامل هم یک عامل شروع کننده دیگر دارد. بررسی عل ریشه ای، مشکل را به صورت موقتی حل می کند، ولی بررسی همه سطوح آن مانع رخداد مجدد مشکل می شود.

عادت ۳ – جایگزین ها را پیدا می کنند

اگرچه مهندسان قابلیت اطمینان راه حل های اثربخش زیادی برای مسایل تکراری کارخانه ها پیدا کرده اند، ولی اغلب تمایلی به یافتن و اجرای جایگزین ها ندارند. این واقعا مایه شرمساری است، چرا که آنها خود را از منابعی محروم می کنند که می توانند کارها را برای خودشان، همکاران شان و کارخانه شان آسان تر کنند.

چرا مهندسان قابلیت اطمینان این اندازه به کشف منابع خارج از محدوده کاری شان بی علاقه هستند؟ یک دلیل محتمل می تواند نبود ارتباطات جهانی با یک زبان واحد در داخل اجتماع مهندسان قابلیت اطمینان باشد. تجربیات بدست آمده توسط سایر مهندسان به اشتراک گذاشته نمی شوند و زبان ها، واژگان و تعاریف مورد استفاده برای توصیف یک چیز ثابت، از کارخانه ای به کارخانه دیگر متفاوت است. به عنوان مثال، افرادی هستند که حالت شکست و علت شکست را با هم اشتباه می کنند. بعضی معتقدند که این دو اصطلاح یکی هستند، ولی دیگرانی هم هستند که اعتقاد دارند این دو اصطلاح با هم فرق دارند. عموما علت شکست دلیل حالت شکست است. شاید لازم باشد که سخن خود را از “علت” به “حالت” تغییر دهید تا دیگران منظور شما را بفهمند.

تلاش برای برقراری و پایدارسازی این ارتباط باعث ایجاد پتانسیل ارزشمندی می شود. سال ها پیش، ران مور، یکی از شناخته شده ترین و مؤثرترین افراد در زمینه استراتژی های قابلیت اطمینان، ساخت و نگهداشت، عواملی را که سبب رشد قابلیت اطمینان می شوند اینگونه فهرست نمود: برنامه ریزی و زمان بندی کار، تحلیل علت ریشه ای و حذف عیب و پیاده سازی استراتژی نگهداشت. علی رغم تغییرات شدید فناوری در سال های اخیر، این عوامل همچنان فوق العاده ارزشمند و کاربردی هستند.

دلایل زیادی در توجیه مقاومت مهندسان در برابر یافتن جایگزین ها وجود دارد، مانند اینکه تغییر به انگیزه و تلاش نیاز دارد. مهندسان غالبا متوجه نمی شوند که تلاشی که برای پیاده سازی یک تغییر انجام می شود، می تواند از صرف وقت و هزینه بیشتر در آینده پیشگیری کند. شاید نگرانی دیگر این باشد که اگر آنها از جای دیگری درخواست کمک کنند، نالایق یا ناتوان به نظر برسند. درنهایت، پیاده سازی تغییرات در محیطی که به روال های عادی خو گرفته است و تمایلی به ریسک کردن ندارد، سخت خواهد بود.

مهندسان قابلیت اطمینانی که به دنبال جایگزین ها هستند، باید بیرون صنعت خود را جستجو کنند. با مهندسان کارخانه های دیگر، حتی در کشورهای دیگر، گفتگو کنند. همچنین با افراد سایر واحدهای سازمان یا جوانان تازه کاری گفتگو کنند که ایده های تازه دارند. یک مهندس قابلیت اطمینان باتجربه و مهندس دیگری با ایده های نو می توانند گروه فوق العاده ای تشکیل دهند، به شرطی که حاضر به شنیدن سخن یکدیگر باشند. در گروه های آنلاین گوناگون، مانند reliabilityweb.com و maintenance.org جستجو کنید تا ببینید که دیگران چگونه مشکلاتی شبیه مسایل شما را حل کرده اند. بررسی کنید که افراد داخل کارخانه تمایل به دیدن چه تغییری دارند و آن را در برنامه کاری تان قرار دهید.

جایگزین ها هزینه، زمان و میزان تلاش را کاهش داده، نوآوری را تشویق کرده، کارآیی را افزایش می دهند. امکانات ارتباطی باعث شده است که مهندسی قابلیت اطمینان به یک دهکده جهانی تبدیل و آموختن از دیگران هر روز آسان تر شود. مهندسان قابلیت اطمینان باید تشویق شوند تا بیشتر بیاموزند؛ ارتباط های کاری با دیگران ایجاد کنند و آن را با تجربه خود تلفیق کنند تا به نیرویی قابل اعتماد تبدیل شوند.

عادت ۴ – براساس اطلاعات تصمیم می گیرند

علی رغم داده های ریز و درشتی که در زمینه قابلیت اطمینان وجود دارد، متأسفانه بسیاری از مهندسان آنها را کم اهمیت تصور کرده یا حتی نادیده می گیرند. داده ها ارزشمندترین ابزار در دسترس شما هستند. داده ها به شما و دیگران کمک می کنند تا مسأله را درک کنید. تحلیل داده ها کمک می کند که شما مسأله را پیدا کنید، پیش از آنکه مسأله شما را گرفتار کند. اطلاعات می تواند به شما کمک کند که تغییرات و راه حل هایی که می خواهید اجرا کنید را، برای افرادی که قدرت و اختیار صدور اجازه ادامه مسیر یا کار کردن با شما دارند، توجیه کنید. داده ها به عنوان سوابق پیشین برای فهم تاریخچه عملکرد کارخانه، که می تواند برای حل مسایل فعلی هم مفید باشد، ارزشمند هستند.

مهندسان اغلب اوقات از اطلاعات فرار می کنند، زیرا یافتن، جمع آوری یا تفسیر آنها سخت است. شاید جمع آوری اطلاعات کافی زمان بر باشد، که باعث می شود به نظر برسد که حل مشکل را به تأخیر انداخته است. ولی بررسی یک مسأله بدون اطلاعات کافی برای درک آن، معمولا باعث اتلاف زمان و منابع می شود. راه حل ها غیراثربخش خواهند بود، چرا که هیچ کس مطمئن نیست که مناسب ترین راه باشند. بدون استفاده از داده ها، مسایل فراوانی، بدون هشدار قبلی، ظاهر می شوند که رسیدگی به آنها پیچیده تر از زمانی خواهد بود که زودتر توسط ما کشف و اصلاح شوند. همچنین نبود اطلاعات باعث می شود که قضاوت در مورد اقدامات شما برای مدیریت و/یا همکاران سخت باشد.

چه اطلاعاتی را باید برای ایجاد تغییر در محیط کارتان استفاده کنید؟ چگونه می توانید موضوعی را که درگیرش هستید، توضیح دهید؟ در ادامه چند مثال به عنوان راهنمایی بیان می شوند:

  • داده های خودتان را با شرکت های دیگر مقایسه کنید تا بفهمید که آیا بهتر از آنها عمل می کنید یا بدتر؛
  • از اطلاعات گذشته برای نشان دادن بهبودها و/یا تنزل ها در کارخانه استفاده کنید؛
  • روندهایی را که با فعالیت های همکاران تان ارتباط دارند برجسته کنید؛
  • روی رویدادها و تغییرات عمده تمرکز کنید تا تأثیر آنها را روی کارخانه نشان دهید؛
  • گزارشی را برای زمانی که ۵۰% مسایل حل شده اند ارائه کنید. آیا رکوردی را شکسته اید؟

عادت ۵ – پیاده سازی را تسهیل می کنند

ممکن است شما ایده های خوبی داشته باشید، ولی هیچ کس دیگری نداند که آنها چقدر خوب هستند. اگر شما نتوانید که برای پیاده سازی تغییرات با همکاران تان کار کنید، داشتن اطلاعات به تنهایی کافی نخواهد بود. در واقع شاید شما بتوانید ثابت کنید که ایده شما جواب خواهد داد، ولی قانع کردن دیگران برای تغییر کردن با شما داستان دیگری است. آنها نگران هستند، نمی خواهند دچار مزاحمت شوند، ترسیده اند، در مورد نقشی که باید برعهده بگیرند گیج شده اند و برای کمک گرفتن مردد هستند. به عنوان کسی که قصد پیاده سازی تغییر را دارد، کافی نیست که فقط این اشتیاق را در دیگران شعله ور کنید، بلکه باید همزمان آنها را راهنمایی کنید. چه به صورت مستقیم و چه غیر مستقیم، باید مطمئن شوید که سیستمی وجود دارد که هر کسی در مورد وظیفه خودش مطمئن باشد.

چه کسی را باید متقاعد کنید که در این سفر با شما همراه شود؟ بستگی دارد. به وضوح، هر کسی که اختیار صدور مجوز تغییر را دارد، ولی هر کس دیگری هم که شما به همکاری یا کمک او نیاز دارید و حتی مشتریان بالقوه هم می توانند باشند.

 

مثالی برای روشن شدن مطلب:

شرکتی یک ابزار ارتعاشی جدید را معرفی می کرد که تغذیه (ورودی) آنلاین (برخط) داشت. این ابزار به سنسوری متصل بود که ارتعاشات را اندازه گیری می کرد. در یک جلسه، همزمان با معرفی این ابزار به حضار و تأمین کنندگان، نتایج روی صفحه ای نمایش داده می شد. هنگامی که ارائه دهنده به سنسور ضربه می زد، دستگاه تغییرات را اندازه گیری کرده، روی صفحه نمایش می داد. یک مهندس اجازه خواست تا آن را امتحان کند. ارائه دهنده موافقت کرد و بلافاصله دیگران هم تقاضای امتحان کردن دستگاه را داشتند. به سرعت مکالمه به این سمت رفت که چه تعداد از این ابزار جدید در دسترس است و چه مدت طول می کشد که سفارش هر مشتری علاقمندی تأمین شود. توجه کنید که چگونه در اینجا نمایش تجربی، درگیر کردن مشتری با محصول و تعامل دوجانبه کلید موفقیت شد.

عادت کنید که یک

مهندس قابلیت اطمینان عالی

باشید

ممکن است که ترک کردن عادت های بد یا متوسط سخت باشد، ولی تلاش برای جایگزین کردن آنها با عادت های خوب یا عالی یک سرمایه گذاری ارزشمند روی زمان است. بدون توجه به اینکه هر چند وقت اشتباهات خودتان را ارزیابی می کنید، ناامید نشوید. سال ها طول می کشد تا این ۵ عادت کامل شوند، ولی در نهایت فرآیند یادگیری شما بهتر، سریعتر و هوشمندانه تر خواهد شد.

 

نویسنده: پیتر هورسبرگ (Peter Horsburgh)

منبع: Uptime Magazine

ترجمه: میثم زمانیان

به اشتراک گذاری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *